شعر - متن - داستان

برای خواندن تمام مطالب به آرشیو موضوعی مراجعه کنید - نظر یادتون نره

طهران قدیم - پایتخت ایران


http://s1.picofile.com/file/6436024144/Picture_30.jpg
بنای میدان آزادی در حال ساخت

http://s1.picofile.com/file/6436049294/Picture_45.jpg
میدان توپخانه

http://s1.picofile.com/file/6436029174/Picture_33.jpg
خیابان ژاله، ایستگاه آب سردار

http://s1.picofile.com/file/6436003018/Picture_13.jpg
صحن مدرسه عالی مطهری (مسجد سپهسالار)1300

برای دیدن بقیه ی عکس ها به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 21:46  توسط آرمین  | 

شعری بسیار زیبا از فریدون مشیری

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت،

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت،

نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد وبه مهمانی عشق برد،

پر از مهر بودی پر از نور بودم،

همه شوق بودی همه شور بودم،

چه خوش لحظه ای که می خواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم،

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم،

دو آوای تنهای سرگشته بودیم،

رها در گذرگاه هستی.

دریغا در آن قصه ها و غزل ها نخواندیم که آب و گل عشق با غم سرشته است!

از آن روزها آه عمری گذشته است.

من و تو دگرگونه گشتیم

دنیا دگرگونه گشته است!

در این روزگاران بی روشنایی

در این تیره شب های غمگین،

که دیگر ندانی کجایم،

که دیگر ندانم کجایی!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 21:47  توسط آرمین  | 

شاهنامه ی كامل فردوسی به صورت صوتی (mp3)


تمام بیت‌های شاهنامه مبتنی بر نسخه (چاپ مسکو) با

صدای گوینده معاصر آقای اسماعیل قادر پناه است.

برای دانلود نسخه ی صوتی شاهنامه به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 20:16  توسط آرمین  | 

یک سری تست هوش و تست آی کیو

1- در یک مسابقه دو سرعت شرکت کرده اید. از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

2- اگر در مسابقه قبل از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

3- این تست هوش را فقط ذهنی حل کنید.
عدد 1000 را فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با 1000 جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. دوباره با 1000 جمع کنید. حاصل را با 20 جمع کنید. 1000 را به حاصل قبل اضافه کنید و در پایان 10 تا به حاصل اضافه کنید. حاصل چند است؟

4- آبروتون در خطره. زود سوال زیر رو جواب بدید.
پدر ماری، پنج تا بچه داره: به نام های Nana و Nene و Nini و Nono. اسم بچه پنجمی چیه؟

5- بعضی از ماه ها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

6- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت یک عدد قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرصها خورده شود؟

7- قصد دارید ساعت 8 شب بخوابید. ساعت را کوک می کنید که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می شوید، چند ساعت در خواب بوده اید؟

8- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

9- چوپانی 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

10- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

11- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارید چند سیب دارید؟

12- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟


پاسخ تست هوش و تست آی کیو :

 
1- اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

2- اگر جواب شما این است که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. چطور می توان از نفر آخر سبقت گرفت؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟)

3- به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید! با ماشین حساب حساب کنید.

4- جواب: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم بچه پنجم ماری است. یک بار دیگه سوال رو بخوانید.

5- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.

6- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1.5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید.)

7- ساعت کوکی شب و روز را تشخیص نمی دهد. پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ می زند که ساعت 9 شب است. پس یک ساعت خوابیده اید.

8- حاصل 70 است. (تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است.)

9- کاملاً روشن است که او همان 9 گوسفند را خواهد داشت.

10- سفید. چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در قطب جنوب باشد و در آنجا همه خرس ها سفیدند.

11- همان2 سیب.

12- خوب خودتونید دیگه (نام خودتان)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 19:21  توسط آرمین  | 

جملات عاشـــقانه و فلســـفی از سخنان دکتر علی شریعتی

آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،
زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند
پرهایش سفید می ماند
ولی قلبش سیاه میشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

برای خواندن بقیه ی جملات به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 23:48  توسط آرمین  | 

تست شخصیت شناسی

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد
جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند، وقتی که باز است بهتر کار میکند
اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت
یک قلم و کاغذ بردارید و به سوالها پاسخ دهيداین یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد
حالا شروع کنید.....!!!

نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید

گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید

سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا

به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید  افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ، نام یک فرد
زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز

توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست

حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید

1-
گاو یعنی "کار."
ببر یعنی "غرور و فخر."
گوسفند یعنی "عشق."
اسب یعنی "خانواده."
خوک یعنی "پول."

2-
توصیف شما از سگ، "شخصیت شماست."
توصیف شما از گربه، "شخصیت شریک زندگی تان است."
توصیف شما از موش صحرایی، "شخصیت دشمن شماست."
توصیف شما از قهوه، "تعبیر شما از رابطه زناشویی است."
توصیف شما از دریا، "زندگی خود شماست."

3-
زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."
نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."
قرمز : "کسی که شما به او عشق می ورزید."
سفید : "جفت روح شما."
سبز : "کسی که تا آخر عمرتان او را به خاطر خواهید داشت."

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 9:13  توسط آرمین  | 

سخن بسیار زیبا از دکتر علی شریعتی

فقر

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ..


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 21:42  توسط آرمین  | 

آخرین قسمت پت و مت

بازم بگین پت و مت نمی فهمن!!!















+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 13:32  توسط آرمین  | 

امتحان فلسفه

يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه:

امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه...!

بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:

با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه...

بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...

روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود:

.

.

.

.

.

.

کدوم صندلي ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 19:52  توسط آرمین  | 

وزیر درستکار

گويند در دربار پادشاهي وزير بسيار صادق و درستکاري بود

تمام سعي وکوشش خود را صرف راحتي مردم کرده و از خلاف کاري ديگر وزيران هم جلوگيري ميکرد که باعث ناراحتي آنها ميشده.

هر نقشه اي ميکشيدند که بتوانند او را پيش پادشاه بدنام کنند که باعث اخراج او از دربار شود ميسر نمي شد.

بعد از نيمه شب يکي از وزيران به قصد رفتن دستشوئي از اطاقش خارج ميشد

که متوجه آن وزير در انتهاي راهرو شده با کنجکاوي و آهسته او را دنبال کرد

تا ديد او وارد اطاقي شد

که از آن کسي استفاده نمي کرد و يواشکي در را پشت سر خود قفل کرد. از سوراخ کليد نگاه کرد و ديد آن وزير رفت سراغ صندوقي و باز کرده

و محتويات آن را نگاه ميکند. بسرعت به اطاق خود باز گشت و صبح زود بقيه وزيران را بيدار کرده جريان را تعريف کرد.

همه پيش سلطان رفته و گفتند که آن وزير صندوقي در اطاقي مخفي کرده و طلا و جواهرات را از دربار دزديده و توي آن مخفي ميکند.

پادشاه با ناباوري و شناختي که از او داشت به اصرار آنها وزير را احضار کرده به اتفاق سراغ صندوق رفتند و دستور داد آنرا باز کند.

در صندوق که باز شد غير از يک جفت کفش و جوراب ولباسي پاره چيزي نيافتند. شاه با تعجب دليل نگه داشتن آنها را پرسيد و او در جواب گفت :

قربان اينها لباس ها و کفش و جورابي هستند

که من با آنها به پايتخت آمده بودم . آنها را نگه داشتم و هر شب به آنها سر زده و نگاه ميکنم تا فراموش نکنم کي بودم و از کجا به کجا رسيده ام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 18:34  توسط آرمین  |